Wednesday, December 08, 2010
واقعاً حیفه که آدم این شعرهارو از دست بده.قلم چرخید وفرمان را گرفتند ***ورق برگشت وایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات ***توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردند و شیخان*** شبانه جای شاهان را گرفتند
همه ازحجرهها بیرون خزیدند*** به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد*** هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هرانگیزه و با هر بهانه*** مسلمان، نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی ***زنان را نیز، مردان را گرفتند
سراغ سفره ها، نفتی نیامد*** ولیکن در عوض نان راگرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان*** از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشاء*** به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول*** دوتامستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار ***مخالفهای ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه*** که شاکیهای آنان را گرفتند
چو شد درآستان قدس دزدی*** گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت*** برادرهای دربان را گرفتند
نمیخواهند چون خر را بگیرند ***محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور میکرد*** سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین*** به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیحالمسائل*** همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام ***دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد*** خدائی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار*** دلیلش اینکه درمان راگرفتند
مقام رهبری هم شعر میگفت ***ز دستش بند تنبان را گرفتند
همه اینها جهنم؛ این خلایق*** ز مردم دین و ایمان را گرفتند



